بسم الله الرحمن الرحیم
سخنرانی استاد آیت الله جرجانی در جلسه ثقلین
1393/07/12
موضوع سخنرانی : معنای صواب، تفسیر و توضیح فرازهایی از دعای عرفه و فضیلت زیارت عاشوراء در شب عید قربان
سخنرانی استاد آیت الله جرجانی در جلسه ثقلین
1393/07/12
موضوع سخنرانی : معنای صواب، تفسیر و توضیح فرازهایی از دعای عرفه و فضیلت زیارت عاشوراء در شب عید قربان
سخنرانی استاد آیت الله جرجانی در جلسه ثقلین
1393/07/05
موضوع سخنرانی : فضائل دهه اول ذی الحجه و شرح دعای امام صادق علیه السلام
سخنرانی استاد آیت الله جرجانی در منزل آقای جهانی
1393/07/03
موضوع سخنرانی : برکات وجود جواد الائمه علیه السلام، توصیه های اخلاقی امام جواد علیه السلام و امیر المومنین علیه السلام
سخنرانی استاد آیت الله جرجانی در جلسه شهرک امام
1393/07/02
موضوع سخنرانی : راه رسیدن به مقام ابرار، پایه های توبه و راه رسیدن به رضوان الهی
سخنرانی استاد آیت الله جرجانی در جلسه ثقلین
1393/06/29
موضوع سخنرانی : پنج خصلت انبیاء در خروس
سخنرانی استاد آیت الله جرجانی در جلسه ثقلین
1393/06/22
موضوع سخنرانی : مسئولیت های دینی، امر به معروف و نهی از منکر، شناخت مسئولیت ها و فضیلت و احترام عالم و علم ...
سخنرانی استاد آیت الله جرجانی در مسجد جواد الائمه علیه السلام
1393/06/14
موضوع سخنرانی : پنج آفت کمال و رشد مردم
نقل کردهاند: عارفی بردهای خرید. سؤال کرد از بردهاش که اسمت چیست؟ برده گفت: من اسمی ندارم هر چه بنامی. پرسید: شغلت چیست؟ گفت: هر چه تو امر کنی. پرسید: چه میخوری؟ گفت: هر چه به من بخورانی(بدهی بخورم)پرسید: چه میپوشی؟ گفت: هر چه به من بپوشانی. عارف گفت: مگر تو انسان نیستی؟ برده گفت: چرا. گفت: پس چرا اختیار نداری؟ چیزی نمیگویی؟ برده گفت: آقا! من بنده و عبد هستم. شما مولا و صاحب منی. بنده در مقابل مولا اختیاری ندارد. خدا شاهد است اگر بیست و چهار ساعت اینگونه در مقابل خدا و پیغمبر بندگی کنیم بار هفتاد سال را بسته ایم. این عارف گریه کرد و اشک ریخت و گفت: ای وای بر من این عبد مجازی من است و من مولای مجازی اویم. اینگونه در مقابل من تسلیم است. پس وای به حال من که در مقابل خدا و مولای حقیقی خودم این گونه نیستم.
من یک بار برایم سؤال شده بود که اینها با چه جرأتی رفتند و شمر روی سینه امام و حجت خدا نشست!؟ آن قدر این جریان مهم جلوه کرد که سؤال شده بود و با حالت گریه در همین حال خوابیدم(حدود بیست و پنج سال پیش)در عالم رؤیا دیدم داخل حسینیه ای هستم دیدم سر بریدۀ ابی عبدالله(ع) را آوردند. دیدم محاسن ایشان حدود پنجاه و خورده ای ساله نشان میداد، جو و گندمی بود. من وقتی سر مبارک را گرفتم داد و فریاد و ناله زدم که از خواب پریدم. از جسد و سر بریدۀ امام می ترسیدند.
مدارا کردن با دیگران و سر سازش داشتن نشانۀ عقل است. عقل کامل را لُب می گویند. انسان نارسائی هایی که دیگران دارند را تحمل کند. کج فکری های دیگران را تحمل کرده و زود عصبانی نشود. زود نرنجد. زود رنجی علامت کِبر است. کسانی که زود ناراحت می شوند و قهر می کنند کِبر درونی دارند. کسی که تواضع دارد دیر ناراحت می شود.